حسن سيد اشرفى
595
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )
بمعنى انّ الخ : اين عبارت بيان چگونگى اتّحاد مىباشد . انّ لفظيهما موضوعان بازاء مفهوم واحد : يعنى موضوع له هر دو لفظ يك معنا بوده و اين دو لفظ باهم مترادف مىباشند و ضمير در « لفظيهما » به طلب و اراده برمىگردد . و ما بازاء احدهما فى الخارج يكون بازاء الآخر : ضمير در « احدهما » به طلب و اراده و در « يكون » به « ما بازاء احدهما فى الخارج » برگشته و مقصود آن است كه در خارج معناى لفظ طلب هرچه باشد مثلا طلب حقيقى باشد مترادف آنهم اراده حقيقى است و اگر طلب انشايى بوده مترادفش هم طلب انشايى است . بلفظه او بغيره : ضمير در « لفظه » به طلب و در « بغيره » به « لفظه » يعنى لفظ طلب برمىگردد . هما متّحدان مفهوما : يعنى معنا و موضوع هر دو يكى است . چنان كه معناى طلب كه عبارت از شوق مؤكّد بود همان نيز معنا و موضوع له اراده مىباشد . و انشاء و خارجا : يعنى از حيث انشاء هم يكى است . يعنى اگر طلب ، انشايى باشد اراده نيز انشايى است و از جهت خارجى و عينى هم يكى است . يعنى همان چيزى كه قائم به نفس است در طلب همان نيز قائم به نفس است در اراده و مصداق آنچه كه در طلب ، قائم به نفس بوده در اراده نيز همان قائم به نفس است . هو المنصرف اليه اطلاقه : ضمير « هو » و ضمير در « اليه » به طلب انشايى و در « اطلاقه » به طلب برمىگردد . ينصرف اليها اطلاقها : ضمير در « اليها » به ارادهء حقيقيّه و در « اطلاقها » به اراده برمىگردد . انّ المغايرة بينهما : ضمير در « بينهما » به طلب انشايى و ارادهء حقيقيّه برمىگردد . فاذا عرفت المراد من حديث العينيّة و الاتّحاد : فعل « عرفت » فعل شرط و جواب شرط جمله « ففى مراجعة الخ » بوده و مقصود از « حديث العينيّة و الاتّحاد » اتّحاد و عينيت بين اراده انشايى با طلب انشايى و اراده حقيقى با طلب حقيقى بوده يعنى اتّحاد و عينيت هركدام